سخنی با نجیبه های وطنم!
پوهندوی شیما غفوری پوهندوی شیما غفوری

برخیزوبِپــَر پرندۀ خوش الحان

با آنکه شـِت وپـِت شده ای از باران

هرچند گـِل آلود زمان ومحلی

با عزم رهایی پروبالت افشان

در لـُوش وگِل کوچۀ تقدیر شدی

آزرده ای سنگ طفلکان نادان

در پیچ و خـَمش رحم کسی با تو نیست

 پائین آتش ، دود  سیه دَور زمان

با قلب پر از عقده زند با تیرت

نامش بنهد آیۀ پاک قران

ای مادر من، خواهر ،ای دختر من

در بند هیولا شده ای داد وفغان

با علم سزد  بند و طنابت گَـُسِلی

با حربۀ د ین تیر جفا برگردان

گرپُرسشی درلفظ وزبانت باشد

حقا که دهی جواب آنرا آسان

ما "نی زن دنیا "شده ایم وای به ما

"نی مرد به آخرت" افسوس  وفغان

صد دست دعا بهر تو بالا گردد

آسوده بِخواب نجیبه ای پر حرمان

 

جرمنی  جولای 2012


August 2nd, 2012


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان